از پای افکندی مرا، برپای بفکندی مرا
از خود تو بی خود کرده ای، حال دگرگون مرا
جان من و جیران من، صید من و صیاد من
آخر تو جانان منی، جانا به پبش آور مرا
دلبر تویی، آنم تویی، اول تویی، آخر تویی
هم تو سرآغاز منی، هم ختم و پایانی مرا
با هر نفس پس می زنی، بر هر دم آغاز دگر
مستانه ام! پرپر شدم، دریاب یک پرمرا
بی شور و شر کردی مرا، بی خواب و خور کردی مرا
هم درد مولاناست جان، باز آر از این ناله مرا
از خود تو بی خود کرده ای، حال دگرگون مرا
جان من و جیران من، صید من و صیاد من
آخر تو جانان منی، جانا به پبش آور مرا
دلبر تویی، آنم تویی، اول تویی، آخر تویی
هم تو سرآغاز منی، هم ختم و پایانی مرا
با هر نفس پس می زنی، بر هر دم آغاز دگر
مستانه ام! پرپر شدم، دریاب یک پرمرا
بی شور و شر کردی مرا، بی خواب و خور کردی مرا
هم درد مولاناست جان، باز آر از این ناله مرا

0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی